نميدونم چرا تازگيا خيلي پرخاشگر شدم!! مني كه هميشه معروف بودم به آروم بودن و تودار بودن و .. حالا فقط منتظرم يكي خلاف ِ ميلم حرفي بزنه تا پاچش ُ بگيرم! همين چند وقت پيش پست ِ ايكبيري كه يادتونه؟ يعني من هميشه خيلي آروم از كنارشون رد ميشدم، اگه حرفي ميزدن حتي عذرخواهي ميكردم يا يه جوري با زبون راضيشون ميكردم كه برم توو ولي اون روز هرچي گفت جوابش و دادم و اومدم بيرون! مطمئنم اگه مهمترين كلاسم داشتم باز همين كار و ميكردم چراشم نميدونم! البته همون روز متوجه اينكه چقد رفتارم با اطرافيانم عوض شده نشدم ولي حالا كه به چند روز پيش فكر ميكنم ميبينم خيلي وقته اينجوري شدم :( هميشه حساس بودم ولي ديگه تحمل ندارم كه مث ِ هميشه بي خيال شم يا نهايتش اگه كسي بدترين رفتارم باهام كرد بريزم توو خودم و گريه كنم و آخرم ببخشمش و دفعه بعد كه ديدمش انگار نه انگار.. نه ديگه اون سانا نيستم ديگه رفتار بد ديگران زود از ذهنم پاك نميشه حتي اگه خيلي خودمو كنترل كنم و جلوشون حرفي نزنم ولي ديگم نميتونم رفتار سابق و باهاشون داشته باشم.. ديگه ساناي مهربون ِ هميشه نيستم.. ديگه وقتي همه آتيش ميشن من آب نيستم.. |: خيلي فشار رومه.. خيلي.. × اون روز كه زيربارون موندم تب كردم و حرفاي جديد بابا و فشاراي مامان حالم و بد و بدتر كرد.. الان خوبم ببخشيد كه نگرانتون كردم اضافه شد: چقد خوبه كه هنوزم دوستاي خوب پيدا ميشن [click] گل بانوي عزيز كه تازه پيدات كردم حرفات يه لبخند ِ گنده نشوند روي لبم (:
C0ntinue
| Desiner: lady skin |

